مطلب درخت نیلوبلاگ
ساکت و بدون حرف
گوشه حیاط
ایستاده و در انتظار بود
خسته از سکوت
خسته از صدای قار قار
دلشکسته از خزان
یاد روزهای آفتابی بهار بود
باد
قصه ی درخت را
توی گوش مطلب برف نیلوبلاگ گفت
برف مهربان
قصه را شنید
او در آسمان نماند
دست باد را گرفت و ناگهان
دید بر زمین
آمده فرود
شاد شد
رقص کرد و روی شاخه ی درخت
شعر نو سرود
بعد از آن
حال هر دو خوب شد
درخت و برف
در کنار هم نشسته از "بهار"
می زنند حرف
۹.۹.۹۹
عاشق بوی بهارم...ما را در سایت عاشق بوی بهارم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 25