من زاده ی بهارم و عاشق هر چه که بوی بهار میدهد!
اینجا که قدم دلت را گذاشته ای، گلستان من است
گلستانی پر از بوی بهار ...
در و ديوار دنيا رنگي است،رنگ عشق...
خدا،جهان را رنگ كرده است، رنگ عشق...
و اين رنگ هميشه تازه است وهرگز خشك نخواهد شد.
از هر طرف كه بگذري لباست به گوشه اي خواهد گرفت و رنگي خواهي شد
اما كاش چندان هم محتاط نباشي
شادباش و بي پروا بگذر
كه خدا كسي را دوست تر دارد كه لباسش رنگي تر است
کافیست تورا به نام بخوانم
تا ببینی لکنت، عاشقانهترینِ لهجههاست
و چگونه لرزش لبهای من
دنیا را به حاشیه میبَرد
دوستت دارم
با تمام واژههایی که در گلویم گیر کردهاند
و تمام هجاهای غمگینی
که به خاطر تو شعر میشود
دوستت دارم با صدای بلند
دوستت دارم با صدای آهسته
دوستت دارم
و خواستن تو جنینیست در من
که نه سقط میشود
نه به دنیا میآید...
خدایا!!!!!
نمی گویم که دستم را بگیر
عمریست که گرفته ای
مبادا رهایش کنی!!!!!!!!!!
برچسب: اسفند,
نویسنده: آروین محمدی