
xa0 صدای جیغ و هورای حیوانات در جنگل پیچید. آقا آلبالو شاخهxa0 گل بزرگی را که پر بود از شکوفه های سفید بهxa0 دست گیلاس خانم xa0داد. همه حیوانات جنگل برایشان دست زدند. لپ های گیلاس خانم سرخ شد و گل انداخت. خرگوش کوچولو جلو آمد و هویج بزرگی راxa0 که با روبان سفید تزیین کرده بود به طرف آن ها گرفت و گفت: این بزرگترین و خوشمزه ترین هویج جنگله، برای شما آوردم، عروسیتون مبارک باشه. xa0 xa0 دوستان گلم لطفاxa0 این داستان رو بخونید و دربارش نظر بدین و نقدش کنید. دوستتون دارم...
ادامه مطلب
سلام به دوستای گل وبلاگیم دلم براتون تنگ شده امیدوارم هر جا که هستین خوب خوب باشین...
ادامه مطلب