عاشق بوی بهارم

متن مرتبط با «خیلی» در سایت عاشق بوی بهارم نوشته شده است

خیلی وقته...

  • نیلوبلاگ

    خیلی وقته که صداتو کم دارم داره خنده هاتم از یادم میره خالیه آلبومم از عکس چشات حالت نگاتم از یادم میره حرفی نمونده بین ما هر چی بوده تموم شده هر دو تامون عوض شدیم احساسمون حروم شده تقصیر کی بود تو بگو که آرزوم شد دیدنت تو یا من که جون می دادم واسه یه لحظه دیدنت دستت تو دستای دیگه س اونکه واست همه کسه حرف می زنم با یاد تو این دلخوشی واسم بسه نمیخوام مثل تو باشم با یه دنیا بی وفایی سادگی خ...

    ادامه مطلب
  • ما خیلی خفنیم

  • نیلوبلاگ

    تا رسیدم جلوی شرکت، یه ماشین از پارک اومد بیرون و ماشینو دادم جای اون. کیفمو ورداشتمو تندی از پله ها رفتم بالا. طبق معمول دیر رسیده بودم بازم خدا رحم کرد که زود جا پارک پیدا شد وگرنه دیگه خیلی دیر می کردم. سالن، پر بود از دختر و پسرهای جوان پر انرژی، هیاهوی شان تا بیرون ساختمان هم می آمد. دخترها در ردیف جلو و پسرها در ردیفهای آخر نشسته بودند. سالن داشت منفجر می شد. صندلی کم بود و خیلی از پسرها هم ته سالن، سر پا ایستاده بودند. پریسا برایم جا نگه داشته بود تا مرا دید سر رسیدش را از روی صندلی برداشت و با اشاره گفت که بروم آنجا. از بین جمعیت گذشتم و رفتم احوا...

    ادامه مطلب